بزرگ شدی
بزرگ شدی پسر ....حالا یه نی نی با گریه های مداوم شبانه نیستی. خب منم دیگه یه مامان درمانده و خسته با کمبود خواب بسیار نیستم . تو ریشه عمیق زندگی من و بابا حمیدی. با پریدن و جهیدن های مداومت . با خنده های بلندت . با تقاضاهای بی حد و حصرت . با اون صدای کبوتری خوشگلت. با خجالت و دلهره هات توی جمع ( قسمت خجالتی بودنت به بابا جونت رفته ) ، با گیج بازی و خنگ شدنهات وقتی یه بچه قلدر بی دلیل بهت حمله می کنه و منو دچار این نگرانی می کنه که نتونی از حق و حقوقت دفاع کنی. بزرگ شدی....شبا دستای نرمتو توی دستم می گیرم و می رم توی ابرا و با خودم می گم این لحظه ها چقدر شیرین هستن بزرگ شدی رادین ...........متشکرم که خودت بدون دردسر مسواک زدن ...
نویسنده :
we
12:09





